هذه کوﻓه الصغیرة
«عدالتخانه» پیشنهاد شیخ فضل الله نوری بود. شاگرد برجسته میرزای شیرازی.
جریانساز تحریم تنباکو. مجتهد طراز اول. شاعر و ادیب. روحانی اول تهران.
اما حالا پلوهای سفارت انگلیس کار خودش را کرده بود.
***
نزدیکیهای نیمهشب بود. میرزا تقی خان نامی آمد و از طرف امام جمعه و امیربهادر پیغامی برای شیخ آورد که ما در سفارت روس هستیم. و در اینجا اتاقی مناسب طبع شما آماده کردهایم. خواهش میکنیم برای حفظ جان شریفتان، قدمرنجه کنید و بیایید اینجا. شیخ ناراحت شد و گفت: «از قول من به امام جمعه بگو: تو حفظ جان خود را کردی، کافی است. لازم نیست حفظ جان مرا بکنید. وای! برای اسلام دیگر چه باقی مانده است که اجانب بگویند علمای اسلام که سنگ دیانت را بر سینه میزنند و از خودگذشتگی نشان میدهند، پای جان که در میان میآید، به کفر پناهنده میشوند.»
از طرف سفارت عثمانی پیام آوردند: «آقا! به سفارت کفر نروید. به کشور عثمانی تشریف بیاورید که مسلمان است.»
گفت: «من از علی ابن ابیطالب بدی ندیدهام که به عمر پناهنده شوم. بر فرض مرا نکشند و بمانم در دنیا، دو سه خروار گندم هم خوردم، آخرش که چی؟ وقتی که انسان قرار است بمیرد، چه بهتر که شرافتمندانه بمیرد.»
میرزا جواد سعدالدوله به شیخ پیشنهاد کرد که «بیرق هلند را بر بالای خانهتان بزنید. دیگر حتی لازم نیست به سفارت هلند تشریف بیاورید.»
شیخ در پاسخ به این پیشنهاد خندید: «آقای سعدالدوله. باید بیرق ما را بر روی سفارت اجنبی بزنند. چطور ممکن است که صاحب شریعت که من یکی از مبلغین احکام آن هستم، اجازه فرماید به خارج از شریعت آن پناهنده شوم. و لن یجعل الله علی المومنین سبیلا...»

۱۳ رجب. ۱۱مرداد ۱۲۸۸ شمسی. ساعاتی قبل از اعدام بود. فردی از طرف مشروطهخواهان به ایشان گفت: «جنابعالی حرمت مشروطه را لغو کنید و بفرمایید منزل.» شیخ پاسخ داد: «شب قبل پیامبر(ص) را در خواب دیدم که امروز مهمان او هستم. حاضر نیستم این فرصت را از دست بدهم، و این مشروطه ابدالدهر حرام است.»
پای جنازه شیخ کف زدند و هورا کشیدند. قبل از اعدام رو به مردم تهران گفت: «هذه کوﻓۃ الصغیرة»
***
یک یا دو ماه از شهادت شیخ میگذشت. استبدادی بدتر از قبل حاکم شده بود. مردم کنار خانه شیخ میآمدند. دست میگذاشتند روی دیوار و فاتحه میخواندند. مشروطهچیان دستور دادند که جنازه را به جای دیگری منتقل کنند. بعد از چند ماه نبش قبر کردند. جنازه سالم بود. به قم بردند و در آنجا دفن کردند.
***
«ای مسلمانان! کدام عالم است که میگوید مجلسی که تخفیف ظلم نماید و اجرای احکام اسلامی کند، بد است و نباید باشد؟! تمام کلمات راجع است به چند نفر لامذهب بیدین آزادطلب که احکام شریعت قیدی است برای آنها و میخواهند نگذارند رسما این مجلس مقید شود به احکام اسلام و اجرای آن، و هر روز به بهانهای القای شبهه میکنند.»
+ نوشته شده توسط کاتب در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت
|