

عکس
این بنده خدایی که میخواهم بگویم نه معصوم است و نه عاری از خطا. این هم که مینویسم تذکر است. شاید هم تبلیغ. و لا غیر.
من که این آقای جلیلی را نمیشناختیم. برادرش را آشنا بودم و دو باری هم از نزدیک صحبت کرده بودم. جوانی (جوان که نمیشود گفت، بین سی و چهل) رک و صریح، با دید خوب فرهنگی(سردبیر شهید سوره)، با موهای روپیشانی بلند و کمی خوشتیپ (از نظر ما).
اما برادر ایشان را که میشود همین آقای سعید جلیلی معروف، یکی از دوستان مشهدی معرفی کرد. متعهد و متخصص. هر دوره نامزد انتخابات مجلس از مشهد مقدس. فارغ از یوغ بندگی احزاب خاص( و طبیعتا هیچ وقت رای هم نمیآورد).
جالب بود که دوست ما تعریف میکرد که این آقای جلیلی، حتی برای تبلیغات اجازه انتشار عکسش را هم نمیداد (که انصافا عکس رای جمع کنی هم داشت). با این استدلال که مردم که قرار نیست به عکس من رای دهند.
حالا اراده خدا را میبینی، عکس این بنده خدا نه فقط تا روزنامههای داخلی بلکه تا اروپا و آمریکا و احتمالا آن سر آفریقا هم رفته و هفتهای نیست که چاپ نشود.
حقیقت اینکه نه آن چاپ نشدن عکس برای انتخابات به خودی خود ارزش داشت (نیت خیرش مهم بود) و نه این تیتر یک شدنها. ارزش آن اخلاصی است که برای خدا کار میکند. چه در گمنامی و چه در شهرت.
قدرت خدا را میبینی.