تبليغاتX
کتب

 

به نقل از وبلاگ حزب الله نسل نو:

 دوستی مهربان و دارای آگاهی و شمه ای قوی، انتقاداتی از حقیر در نظرات پست پیشین کرده اند،که به رسم فضای شور و جدل اسلامی، پس از درج انتقاد ایشان، این چند خط را در تأئید فرمایشات این برادرم مینگارم، انشالله که مقبول ایشان اُفتد، که به قول آن رند خراباتی و شهره ی پیر مغان : به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم .... یا علی، دهقان

"برادر
بیا یک کار کنیم.
اگر میرحسین مرد و مردانه حساب خود را از سازمان مجاهدین و مشارکت و کارگزاران و دیگر اهل فساد جدا کرد ما هم به او رای بدهیم. اما اگر نه: بیایی و مردی کنی و اسم حزب الله را از پیشانی وبلاگت برداری."                                                                                                                     کاتب 


برادرم روز بخیر، از دیدن انتقادات تان جدأ به خودم آمدم. راست میگوئید من باید نام حزب الله را از خودم بردارم.نام حزب الله از نظر شما برادرم لایق کسی ست که بر سر در دانشگاه "دار" بر قرار کرد و با نشریات تندروی افراطی اش یکی از دلایل اصلی "ایجاد دوم خرداد" بود. راست میگوئید، ما و نسل تازه را چه به حزب الله بودن؟ این غلط زیادی کردن برای امثال ماست، راست میگوئی برادرم حزب الله همان "نماینده ی انصار حزب الله" اصفهان است که همین چند سال پیش آشکارا اعلام کرد:"راه خروجی فروش دختران ایرانی به دبی را میدانم اما فعلأ به مصلحتی نمیگویم!"(رجوع کنید به سخنان حجت الاسلام کشانی در آرشیو روزنامه های کشور)...و واقعأ چه مصلحتی از این بالاتر که ایشان "حزب اللهی" ست و ما و امثال من یکسری "عقده ای" و هوادار مهندس موسوی...

راست میگوئی برادرم، این کارها به امثال ما برای چه آمده؟ موسوی منحرف هم غلط کرد که آمده، همان جناح راست برای کشور خوبست که در زمان حاکمیت تام و کام شان بر اوضاع، در سال ۱۳۷۵ بولتن محرمانه ی وزارت آموزش و پرورش فاش کرد:"بیش از هفتاد درصد دانش آموزان پسر و ۶۳ درصد از دانش آموزان دختر فیلم سکسی تماشا کرده اند"...راست میگوئی این خاتمی و مجاهدین انقلاب بودند که مردم را فاسد کردند. باید به شما برادرم جایزه ی بی گناهی اعطا کرد بخدا. راست میگوئی ، همین که گناه به گردن دیگری اُفتاد، حجت از شما ساقط میشود. آفرین برادرم برای این دفاع ناب از جناح راست و طفیلی اُصولگرای افراطی اش که اکنون حتی به صورت جناح پدرش هم سیلی میزند. احسنت شامل حال شماست که با داشتن "امتیاز دائمی و انحصاری" آن، دفاع از اسلام ناب محمدی (ص) میکنید، نه امثال ما که داریم از موسوی فاسد و بی دین حمایت میکنیم، همان حرف نماینده ی جناح راست مجلس پنجم درست است که یکبار از دهانش پرید و گفت:"هرچه میکشیم از دست همین خانواده ی شهداست!" آری برادرم، فقط این من نیستم که باید نام حزب الله را از سر در وبلاگم بردارم، این باید برای تمام اعضای خانواده ی شهدا اجباری شود. آنها هم بی خود میکنند گاهی حرف زیادی میزنند.
من نمیدانم اساسأ مگر "نسل تازه" حزب الله هم میخواهد؟ مگر اینکه با نسلی پررو و قدرناشناس روبرو باشیم زبانم لال. مگر حزب الله مانند "دوستان شما" نداریم که نامه ی سراسری امضا میکنند علیه صدا و سیما بخاطر یک تشر ضعیف به دولت نهم؟ همان نامه ای که صدای شما را هم درآورد برادرم...البته امثال من که حق سواستفاده نداریم، بالأخره همانطور که اشاره کردید اینها برادرند...آنها به شما نزدیکترند تا امثال ما...
واقعأ کشور هرچه میکشد از دست همین منتظری و جناح چپ و مهندس موسوی و خاتمی ست. کار درست را "کیهان" و "رسالت" کردند که نامه ای را به نام امام (ره) چاپ نمودند که حتی مرحوم حاج احمد آقا پس از چاپ آن معترض شد و تا به امروز هم دفتر انتشار اسناد و آمار امام ره از تأئید آن نامه خودداری کرده است...حق هم این بود که امام بروند و آن نامه چاپ شوند...نباید زمانی که امام ره بودند چاپ میشد، خوبیت نداشت.... راست میگوئی برادرم، من کجا حزب اللهم؟ حزب الله حق انحصاری دوستان شماست آنجا که خبرگزاری دولت نهم دوست تان، خبرگزاری اُصولگرا به توان هزار "فارس"گزارشی کامل از اعطای جایزه ی طلائی به فیلم همجنسگرائی "بروک بک مونتاین" چاپ میکند، راست میگوئی مگر این آرزوی حجتیه و شیخیه و بابیه و بهائیت نیست که نیمی از جمعیت کشور در فساد و همجنسبازی غرق شوند تا نعوذبالله امام زمان (عج)....

 برادرم راست میگوئی، امثال مرا با نوشتن چه کار؟ حیواناتی مانند من باید بخورند و کار کنند و این شما برادر طراز اول، عدالت طلب تیز و دارای شم قوی حزب اللهی هستی که میتوانی نام فلان دوست تان را حزب الله گذاشته و مانند مرا از "شیطانها" بدانید. حق دارید برادرم، من دستان شما را میبوسم که مرا از نام مقدس حزب الله خلع کردید. ما سالهاست جوانان را با دستان شما دوستان با "انگ های گوناگون" راهی شیطان پرستی و فساد و اکس پارتی کرده ایم، چه ایرادی دارد اگر من هم اضافه شوم به این جمع؟ مگر هدف شما دوستان "طراز اول" و "جنبش عدالت خواه" این نبوده که نشان دهید چقدر عدالت طلبید؟ ما که در برابر اینهمه عدالت بخدا کور شدیم. همین عدالت شماست که امروز به "مراجع تقلید" خرده میگیرید و عجب راست میگوئید. این مراجع باید هم به راه دولت نهم احترام بگذارند، مگر موسوی کیست که اصلأ به حضور میپذیرند؟ مراجع نادان هستند و شما برادرم دانائی که چندین شرط برای حتی سخن گفتن از موسوی میگذاری.

 برادرم، من در برابر اینهمه لطف و ایمان شما زانو میزنم، راست میگوئید و حرف حق را میزنید، نادان آن حاج داود کریمی بود که در جلسه ی سپاه از "حمله وحشیانه به وسایل شخصی خانه ی یک مرجع تقلید سالخورده" انتقاد کرد و همانجا تا بروز شهادتش از جراحات شیمیائی خانه نشین شد. برادرم شما حرف حق را میزنید، خانه ی منتظری کثیف باید هم بهم ریخته میشد، چه ابائی که لباسهای همسر ایشان هم آنجا باشد؟ بالأخره "جنبش طراز عدالت طلب" و "مترقی ناب محمدی" باید دست بکار میشد و چه کاری بهتر از این...حالا اگر کمی آش شور شد و حتی صدای آقای مشکینی هم درآمد، مشکینی هم ایراداتی داشت وگرنه نمیامد زیر کتاب "شهید جاویدان" را امضا کند، آن کتاب قلب "انجمن حجتیه" را جریحه دار کرد و شما حق دارید حجتیه را قلب حزب الله ما بدانید، این امام ره بودند که متأسفانه مانند شما اطلاع کافی نداشتند و بی خود اجازه میدادند زمانشان شعار استکباری "حجتیه، منافق پیوندتان مبارک" سر داده شود...

آری برادرم، من همینجا از شما و از تمامی جناح راست، جناح اُصولگرای دولت نهم ، از تمامی جبهه ی مشارکت که بزور به دم ما و مهندس موسوی میبندینشان، از آحاد ملت عذر میخواهم. راست میگوئید، گنجی با ما بود نه با شما آنزمان که میگفت "باید بروی صورت زنان بد حجاب تیغ کشید!" راست میگوئید، مهندس موسوی طرز فکرش همین بوده و هست. اصلأ خدا لعنت کند دروغگویانی مانند حقیر را که دروغ را راست جلوه میدهیم.

 برادرم به علی قسم میخورم باید جایزه ی حقانیت را به شما داد. چرا اصلأ باید به خود جسارت کنید و نام کثیف مهندس موسوی را به زبان بیاورید؟ برادرم، امثال تو باتقواتر از اینها هستند که مهندس موسوی خائن بیایند و با اذعان به اشتباهات خود نزد شما عفو شوند. برادرم از منظر شما نازنین، "حزب الله حقیقی" همان بود که در روزنامه ی کیهان، آن اهانت نامه ی زشت را در ماه های آخر عمر شهید آوینی،با لحنی شنیع خطاب به ایشان نوشت...همان مقاله ای که به اذعان نزدیکترین دوستان شهید،ایشان را با اینکه تا آنروز کلمه ای زشت از دهانشان خارج نشده بود، به گفتن این دو واژه ی واداشت":....مرتیکه ی پفیوز..."...مرتیکه ی پفیوز

یا علی

*****

به نقل از وبلاگ کتب:

من نه شما را در تیتر ملب عزیز خواندم و نه در متن آن به شما توهین کردم. به هر حال.

هیچ نظری هم به رای شما ندارم. اصلا بنا را می گذارم امروز فردای انتخابات است و احمدی نژاد هم رای نیاورده. فقط بیا کمی فکر کنیم و از انصاف حرف بزنیم.

نفهمیدم چرا مظلوم نمایی کردی؟ چه اشکالی داشت اگر آقای منتظری جای حمایت داشت حمایت میکردی. بلی من هم با آن رفتارها -اگر واقعیت باشد- مخالفم. ولی چه ربطی به بریدن ایشان از انقلاب دارد. هر چند در آخرین حلقه همین مانده که ایشان هم از میرحسین دفاع کند.

آقای نصیری مسئول آن زمان کیهان، مطالب بدی در مورد شهید آوینی می نوشت. آفرین. خوب گفتی ولی چرا طرف خودت را ندیدی. سوء استفاده از شهدا یعنی این که شما فقط یک طرف قضیه را ببینی. اشاره می کنم. حدود یکمی دو ماه پیش آقای سید محمد بهشتی از مسئولین اسبق سینمای ایران مهمان برنامه "دو قدم مانده به صبح". جیرانی از او می پرسد که زمان شما سه دسته منتقد سیاستهای شما بودند که مهمترینش شهید آوینی بود. نظر شما چیست؟ آقای بهشتی در ابتدا به دروغ انتقاد شهید آوینی را نسبت به آن دوران تحریف کرد و گفت که اتفاقا سینما انواع مختلفی دارد و هم شاعرانگی می خواهد و هم عرفان و ... (دروغ اول). بعد گفت که اتفاقا آقای آوینی در اواخر عمرشان به ما نزدیک شده بودند!(دروغ دوم) و در آخر هم در کمال وقاحت گفت که انتقادهای آوینی و دوستانش از سر جوانی و خامی بوده(دروغ سوم)و یعنی بله ما هم بزرگواری کردیم و این جوانهای خام را تحمل کردیم. خوب برادر این آقا امروز باز در کمال وقاحت دوران سینمایی خود را دورانی رویایی و دست نیافتنی می داند و از میرحسین موسوی حمایتهای آنچنانی می کند و سایت "کلمه" با ایشان مصاحبه کرده و بارها مطالب مربوط به ایشان را پوشش می دهد.

برادر. من کاری ندارم. از هر کس که می خواهی دفاع کن. اما چرا اسم شهید آوینی را می آوری در حالی که با این مدعیان هم نوا شده ای؟ میرحسین و خاتمی و ناطق نوری و قالیباف و رضایی و هاشمی رفسنجانی و ... اصلا بیایند کفر علنی بگویند. به من چه. اما چرا از امام مایه میگذارند.

سایتهای آقای موسوی نامه جمعى از رزمندگان خوزستان به موسوي را سانسور می کنند تا مبادا ادعای پیروی از خط امام با ستادیهای آنچنانی رو نشود. آیا این است پیروی از خط امام؟ کدام خط امام؟ همان خط امامی که آقای انصاری، احمدی نژاد را بی ریشه می داند؟  چرا؟ چون احمدی نژاد مثل آنها از اول انقلاب مسئولیتهای وکالت و وزارت را نداشته؟ یا همان خط امامی که هست. به خدا هست. در صحیفه نور هست. وصیتنامه امام هست و ... به خدا این خط امام نیازی به تفسیر آقایان ندارد. (یک مطلب قشنگی را راه نوشته در همین مورد به شماره 39 که حیف هنوز در سایتش قرار نداده.)

اما اگر می خواهی بحث کنی بگو. ولی بیا قبلش سنگهایمان را وابکنیم. من موضوع می دهم تحقیق کنیم. بیا اول خط امام را مشخص کنیم. بعد زیر علمش سینه بزنیم:

تحجر مدنظر امام چه بود؟

مهمترین مساله برای امام چه بود؟

میزان تعیین حق از منظر امام چه بود؟ (یک کاری برو عبارت "میزان رای ملت است را سرچ کن، ببین کجاها امام این حرف را زده و آیا منظورش همانی است که اصحاب پیراهن عثمان می گویند)؟

نظر امام در رابطه با سازش با آمریکا (و کلا امثال آمریکا) چیست؟

نظر امام در مورد لیبرالها چیست؟

نظر امام راجع به مرحوم شریعتی چیست؟ راجع به شهید مطهری چیست؟ چرا؟ آیا از التقاط به حقیقت می رسیم؟

نظر امام راجع به دفاع مقدس چیست؟ چرا امام از مردم به خاطر تحلیل بعضیها از جنگ 8 ساله، معذرت می خواهد؟

آزادی از منظر امام چیست و چه جایگاهی دارد؟ چرا عده ای اینقدر در مورد آزادی از دیدگاه امام مانور می دهند؟ چقدر نظر آنان با امام تطابق دارد؟

برخورد امام با مطبوعات اهل کفر و نفاق (آیندگان-دنیای مصور و امثالهم) چه بود؟

و در آخر چه ربطی است میان اینان و امام. بیش از این ظلم نکنند.

اما آن موقع گفتم مجاهدین و مشارکت و کارگزاران و دیگر اهل فساد. این بار انتظار را پایینتر می آورم. بسیار پایین. آقای میرحسین تکلیفش را با آغاجری و سروش و ارتباط اینها با تفکر خط امام مشخص کند؟ همین. همین. همین.

اما یک پیشبینی. ایشان چنین کاری را نخواهد کرد و مرز خود را با دشمن مشخص نخواهد کرد چرا که به رای عده ای سخت نیاز دارد. من زمانی که حرفهای ایشان را در ابتدای ورود شنیدم خوشحال شدم. هر چند انتقاداتی داشتم. اما حالا....

در این رابطه ببینید:

عکس قديمي ميرحسين و مصلحت انديشي ستاد

تجاهل ميرحسين موسوي نسبت به حمايت مشاركت و مجاهدين

تحريف مصاحبه با عباسی مهر توسط حاميان مهندس موسوی 

وحید جلیلی در ادامه با بيان اينكه ميرحسين موسوي سال 84 در موضع‌گيري كوتاهي عنوان داشت كه به دليل وجود تحجر به هاشمي رأي مي‌دهيم، افزود: امروزه ادبيات افراد تغيير كرده و سعي بر اين دارند كه از ادبيات امام استفاده كنند و ميرحسين‌ها بايد بدانند كه تحجر در ادبيات امام به معني گوشه‌نشيني و تنزه‌طلبي است كه مصداق بارز آن در 20 سال گذشته خود ميرحسين موسوي است.

در شاخه دانشجویی ستاد موسوي چه می گذرد؟

برخی وبلاگ‌ها و سایت‌های ضدانقلاب وابسته به وهابیت و گروهک ریگی از مسئول ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در استان سیستان و بلوچستان به‌عنوان سیاست‌مدار بزرگ یاد کردند.(چرا؟!)


+ نوشته شده توسط کاتب در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت |